آخرین اخبار : 

راستی، فرزندت کجاست … ؟!

رضا اصلاحی

راستی ، فرزندت کجاست … ؟!

از قدیم گفته اند”چوب را که برداری گربه دزده فرار میکنه” که از نظر ما حقوقی ها یعنی” مقصر با کوچکترین حرکتی می ترسد و می گریزد”… !!!

آنهایی که وجدان بیدار دارند، می دانند که در همه جای دنیا،  قانون فصل الخطاب است و مجموع مقرراتی را شامل می شود که از نظر حقوقی،  بروز الزامات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در جهت جلوگیری از اقدامات مخرب در جامعه را در بر می گیرد.

اما هر زمان که قانون زیرپا گذاشته شود و حاکمیت قانون سست و بی اثر شود، جامعه در ابتدا دچار سردرگمی گردیده و سپس راه برای بروز انواع فساد باز شده و آنقدر ریشه دوانده و گسترش میابد که اصالتاً جزئی از امور عادی برای تنازع بقا در آن جامعه می شود تا جاییکه هر کس مخالف جریان فساد سیستماتیک شنا کرد، به سرعت خسته شده و در کشمکش دائم میان سره و ناسره، به انتخاب انسب می رسد. حال این انتخاب انسب چیست، الله اعلم …؟!

متاسفانه کشور از همان ابتدای پیروزی انقلاب، دچار بحرانهای متعددی از جمله جنگ تحمیلی شد و باعث شد اصولاً،  قانون جایگاه مستحکمی در جامعه پیدا نکند. لیکن آنچیزی که کشور را در آن ایام بحرانی در چارچوب رعایتی قرار داد، اعتقادات مردم و اطمینانشان به ” نظارت بر رعایت قوانین توسط روحانیت و در راس قضا، یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر” همانند شهید بهشتی در جامعه بود . علاوه بر این جنگ نیز باعث انسجام سه نسل دهه ۲۰ و ۳۰ و ۴۰  منشعب عقاید انقلابی و اعتقادی بر گرفته از نفس گرم امام خمینی( ره )‌ گردیده بود.

اما برای تحکیم قانون در کشور ، این کافی نبود !!!، مرحوم شهید بهشتی در همان اندک زمانی که منصب قضا را در کشور عهده دار بودند، بسیار سعی کردند تا در کلیه امور، قانون را نهادینه نمایند، لیکن کار زیربنایی ایشان پس از شهادتشان ابتر ماند و مرحوم موسوی اردبیلی هم که بعدها در خاطراتشان مجموعه قضا را با سکوت و دست لرزان نشانه رفتند ، نتوانستد مجموعه نظارتی و قضایی مستحکمی را بنا نهند.  نفرات بعدی نیز هر یک به تناسب،  قوه قضا را یا مخروبه یافتند و یا ناتمام … !

البته طبیعی است در جامعه ای که اقتصاد، دولت محور باشد و نظارتهای قانونی کم رنگ، با تعویض دولتی با نگاه ۱۰۰ درصد اقتصاد دولتی ( مهندس موسوی ) با دولتی با نگاه سرمایه داری ( مرحوم هاشمی رفسنجانی ) ، هرکس با زدوبند و آشنایی با وزیر، وکیل، کارشناس، مدیر، و نزدیکی به دولت مردان می تواند رشدهای ماکرویی داشته باشد که مثال حداقلی آنرا در اخذ برگه های موافقت اصولی دولتی و فروش آنها به جهت بدست آوردن ثروت بادآورده ای که حق خود می دانستند در سالهای قبل ، می توان مطرح کرد.

طی نزدیک به نیم قرن اخیر با ضعف نظارتی و از بین رفتن اخلاق در جامعه، سیاست‌های دلالی غیرمفید توسط دولتمردان به صورت ناخواسته ، در کشور پایه‌ریزی و رشید شد و راه برای جولان پدران مومن دیروز و فرزندان بی ایمان امروز و افراد سودجو و مترصد فرصت باز نمود.

خاطرمان هست که اولین اختلاسهای کشور در سایه خلاء های نظارتی و بدلیل اینکه فلان آقا در راس آن است، در بنیاد “رجا و الهادی و نبوت” توسط مدعیان انقلابی گری و یوزی بدست استارت خورد و به جای خشکاندن ریشه آن توسط مسئولین وقت، آنقدر در حاشیه عزم قضایی برای مبارزه با فساد، با آنها مماشات شد که اصل ماجرا نیز به فراموشی سپرده شد و سالها گذشت و آقاها و آقازاده ها، دست درازیشان به اموال بیشتر و بیشتر …

اینکه در روایات داریم که “انسان لازم است از خوردن مال حرام اجتناب کند، این است که حرام، قلب را تاریک می کند و بصیرتش را از بین می برد و لقمه حرام، در اولاد اثر سوء دارد”، گزافه نیست و با اندک معانقه با ژنهای خوب و پدرانشان، در میابیم که ریشه فساد بسیاری از آقازاده ها، از سالها قبل در جسم و جان آنها رسوخ کرده و امروز با علنی شدن تعدادی از معضلات منجر به ترکیدن دملهای قدیمی، جامعه، سوار بر موج پوپولیستی مبارزه با قانونی که خود قانونگریز شده، بدنبال چرایی های است که بتواند با تکیه بر آن، خود به چپاولگری قهار تبدیل شود و یا به مقابله با آن بپردازد تا شاید کمتر آسیب ببیند.

یا رب مبادا آنکه گدا معتبر شود/ گر معتبر شود ز خدا بی‌خبر شود

فارق از موج هوچی گری “من نبودم من نبودم، فرزندم هم نیست” ، از اینکه فردی ثروتمند باشد و فرزندانش در خارج زندگی کنند یا دو تابعیتی باشند نباید نگران شد، بلکه به قول شعر معروف “یا رب مبادا آنکه گدا معتبر شود/گر معتبر شود ز خدا بی‌خبر شود” ، سلفی گرفتن در ژستهای مختلف و خندیدن به ریش من و شما که گناهی اخلاقی است ، لیکن باز هم جرم قانونی نیست، باید بیشتر نگران شد.

در پایان، با توضیح مبسوطی که به آن اشاره رفت، وقتی به ریشه های توهمی آقازاده بودن، فرزندان آقایان دهه ۲۰  و ۳۰ و ۴۰ نگاه می کنیم ، متاسفانه بیشتر شاهدیم، اکثر کسانی که جلوه در محراب و منبر می کردند، خود عامل بروز این فجایع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در کشور بوده اند و طبیعی است که تعدادی از پدران معزز و آلوده دهه بیستی و دهه سی و دهه چهلی، برای دفاع از حریم اقتصادی و رانتی شان ، گویی که چوبی بلند شده ، به میدان بیایند و فرزندانشان را یک به یک مبرا از خیانتهای اقتصادی و رانتی و …، معرفی کنند.

الله الله ، باید دقت کرد تا علاوه  بر حفظ حریم خصوصی، نگذاریم کمپینهای احمقانه ای همانند “فرزندت کجاست؟” ، وجدان مردم و سیستم قضایی را به اشتباه انداخته تا پدران آقازاده ها و ژنهای خوبشان، در حاشیه امن هوچی گری و عوام فریبی ، به مکیدن خون این ملت بزرگوار ادامه دهند.

رضا اصلاحی

حقوقدان و متخصص مدیریت بحران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *