آخرین اخبار : 

جریان سوم … ، منجی یا محلل … !!!

رضا اصلاحی

بنام خدا

جریان سوم…

منجی یا محلل ؟!

متاسفانه سالهاست شاهدیم، بسیاری از “کهنه مردان سیاسی” ، “نوسیاسیون” و “نو کیسگان” جناحهای سیاسی و حتی بسیاری از دوستان، که خود را نظریه پردازان اصلی و بلافصل نظام مقدس جمهوری اسلامی می پندارند و ملک و مملکت و دین و اقتصاد و فرهنگ و … ، را انحصاراً در ید اختیار عقلی خود شناسایی کرده و برخی تا جایی پیش رفته اند که سودای نظم جهانی را در سر می پرورانند، تا کنون به این مسئله فکر نکرده اند که فردای جمهوری اسلامی، چطور تعریف شده است؟!!! ، حتی فکر نکرده اند که اقتصادش، فرهنگش، سیاستش، اجتماعش، مردمش، محیط زیستش، قانونمداریش و …، چه نیازهایی دارد و آنها طی سالهای اخیر کدامیک را مدیریت و یا برآورده کرده اند ؟!!!

چه اگر فکر کرده بودند،‌امروز حال و اوضاع کشور اینگونه نبود… !!!

برخی از این افراد آنقدر حقیرند که فقط در فکر حفظ پایگاه تخیلیشان به جهت حفظ منافع شخصی هستند که خود و جایگاهشان را ارجح به جایگاه نظام و مردم دانسته تا جایی که حتی اجازه بروز عقاید نو منشعب از اطلاعات علمی و تخصصی و جوانگرایی را به کسی نمی دهند، اما شعار دموکراسی شان گوش فلک را کر کرده است.

این یک روی سکه است!.

اما روی دیگر سکه نشان می‌دهد حتی این آقایان خودشیفته اگر افرادی که اراده کرده‌اند در خارج از پوسته دو جریان عمده ( اصولگرایی – اصلاح طلبی ) نفس بکشند را به سویی ببرند که پس از مدتی تسلیم، یا از میدان رقابت حذف و یا همانند جریان فکری افسارگسیخته احمدی نژاد که حاصل عدم اطلاعات و آگاهی نسبت به آینده سیاسیون خودباور داخلی و از همه مهمتر “رصد و داشتن اطلاعات، آگاهی و برنامه ریزی معاندین و دشمنان نظام” نسبت به آینده! ، به رویارویی با نظام می رسند.

سالهاست که پوفیوزیسم سیاسی و بکارگیری افرادی که هیچ گاه تصمیم به بازنشستگی ندارند، باعث شده تا “اغلب به اصطلاح سیاسیون”، فقط نوک بینی خود را دیده، بروز تصمیم بگیرند و در هر مرحله حساس داخلی و بحرانهای خارجی، فرصتهای طلایی را براحتی بسوزانند !!! .

چرچیل به نوکیسگان سیاسی می گوید: سیاست آن چیزی نیست که تو می فهمی و آن چیزی که تو می فهمی سیاست نیست … !!!

آیا وقت آن نرسیده تا در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی از هر سو ( داخل – خارج ) مورد تاخت و تاز دشمنان دانا و دوستان نادان است، با نگرشی همه بعدی به این موضوع توجه کنیم و بفهمیم و بدانیم ارتباطی پیچیده و عجیب بین همه پدیده های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وجود داشته و به نوعی با یکدیگر مرتبط هستند؟

چرا نمی خواهیم قبول کنیم که در دنیای امروز، حکومتهایی موفق ترند که با بهره گیری از مدیران قابل و عالم به امور تخصصی حوزه فعالیتشان که دارای ذهنی کنجکاوانه و درگیرند نسبت به آینده برنامه ریزی و حرکت کرده و دائماً آینده را درست مهندسی می کنند و می توانند با ترسیمی از آینده در ذهن، و مشورت با اساتید فن و بهره گیری از اطلاعات دنیا، ابتدا خود را مدیریت و سپس به مدیریت اطرافشان بپردازند.

هر عقل سلیمی می داند که داشتن اطلاعات  و آگاهی نسبت به آینده امور هر بخش و هر حوزه ای در هر کشوری، از ملزوماتی است که برای هر سیاستمدار، دولتمرد، مدیر و هر انسان متفکر و هدفمندی وجود دارد.

باید باور کنیم که داشتن اطلاعات  و آگاهی نسبت به آینده کشور، یک قضیه کاملا جدی و غیر احساسی است. این روزها شاهدیم که در دنیای اطرافمان و در تمامی زمینه ها تغییراتی در حال رخ دادن است. لیکن سرعت تغییرات خصوصاً در بعد فرهنگی و اخلاقی که حیطه تاثیر گذاری در آن می تواند فراگیر باشد، از همه بیشتر و مهمتر است.

همه می دانیم، نهال انقلاب اسلامی که حاصل ده ها هزار شهید است که با تلاش و نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده و در اوان با ظهور شخصیت واقعی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی ( ره ) به پیروزی رسید که دو هدف اساسی داشت . یک، آزادی ، دو، جمهوری اسلامی.

آزادی: به معنای آزادی شرایط سیاسی و اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم که در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت و موانع سیاسی مانند سلطه طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن که به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری که مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند.

جمهوری اسلامی: که از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. کلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین کلمه ای برای نظام شکل گرفته بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و کلیه امور اجرایی کشور می باشد و به طور کلی حکومتی را تببین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متکی به مردم باشد.

حال بعد از ۴۰ سال از پیروزی شکوهمند انقلاب که مبنای حکومتی را پایه ریزی نمود تا عدالت اسلامی به عنوان اصلی ترین اهداف عالی آن در سایه تحصیل استقلال کشور برای درست شدن سایر موارد جایگزین ظلم پهلوی کند، باید پرسید که پیرمردان سیاسی چسبیده به جایگاههای قدرت و نو سیاستمداران موج سوار دنباله رو هوس ها و جاه طلبی ها، برای انقلاب و کشور چه کرده اند؟

با اندک نظر در میابیم که سر جمع دستگاه فکری و معرفتی فعالان سیاسی ایران اعم از پیرمردان خسته و نوسیاستمداران خودشیفته که زیرساخت فردی و جمعی جریانهای سیاسی از دو ریشه اصلی “سنتی دینی” و “سنتی سکولار” سرچشمه گرفته اند. گروهی، ذاتاً دیدگاه سنتی درون دینی دارند و گروهی کثیر علیرغم دین داری، ریشه ناخواسته سکولار دارند.

جالب اینجاست که وقتی با هر دو گروه مواجه می شویم، هر دو بدنبال تغییر و تحول اساسی زیربنایی در کشور و بدنبال بهبود وضعیت عمومی آن هستند فارق از اینکه هیچ یک، شاخص های حکومت داری و حدود و ثغور نظم سیاسی در مقولاتی مانند آزادی، فرهنگ، توسعه، روش حکومت داری و … را بدلیل منیت و خودباوری های شخصی که از احترام گذاشتنهای منفعت طلبانه بادمجان دور قاب چین های تاریخ بوجود آمده و همچنین بدلیل عدم داشتن اطلاعات متیقن ( علمی و کارشناسی ) و عدم آگاهی نسبت به آینده ناشی از توهم دانشمند و عالم فرض شدنشان، باعث گردیده که هر دو ریشه و منشعبات آن، از اختلاف سلیقه مبتنی بر اصول و مانیفست گروهی،  به رقابت هویتی و جنگیدن برای حفظ قدرت به هر قیمتی برسند و در این بلبشوی موجود، سکوت را پیشه کرده تا منافعشان به خطر نیافتد !.

در سرزمین و حریم بهترین و پاک ترین فرزندان این مرز و بوم که جانشان را خالصانه برای اجرای حق و عدالت گذاشتند ، سالهاست وارد دورانی شده ایم که سیاسیون مسئولیتشان را فراموش کرده اند!. روشنفکران ،ایمان از دست داده اند !.  مومنان، روشنایی را فوت کرده اند ! .  متعصبین دیگر نمی فهمند ! . فهمیدگان تعصب ندارند !. زنان شعور و حقوقشان را در سر چوب بد پوششی می جویند!. مردان ما غیرت و شرف را در گرفتن سلفی با زنان بزک کرده و ساپورت پوششان می بینند!. پیران ، دیگر آگاهی نمی دهند! . جوانان ما اصالت ملی و دینی و فرهنگی را در شلوار پاره و مندرس می بینند!. اساتید ما عقیده  به آینده ندارند و بذر بی تفاوتی می پراکنند! . دانشجویان ما در سکون هستند و عقیده به حرکت ندارند!. خفتگان ما بیداری را دوست ندارند !. دینداران ما دین را ظاهری و تنها به عبادات یومیه قبول دارند! . نویسندگان ما بی تعهد و سطحی نگر و ترسو شده اند!. هنرمندان ما درد دین و دنیا ندارند و به درد نان می میرند!. شاعران ما شعور و شعر را به خوشایند  می سرایند !. محققان ما هدف را گم کرده اند!. نومیدان ما دنبال احیاء امید در خود و جامعه نیستند!. عوام ، علم را در پستوی خانه هایشان گذاشته اند ! . ضعیفان ما نیروی حرکت را از خود سلب کرده و راضی به شرایط شده اند!. محافظه کاران ما گستاخی را مردود می دانند !. نشستگان ما حال قیام ندارند !. راکدان ما قدرت تکان دادن خود را از دست داده اند!. مردگان ما حیات را در سپری شدن روز و شب خلاصه کرده اند!. کوران ما نگاه را به نقطه کور در دور دست دوخته اند !. خاموشان ما نای فریاد زدن ندارند !. مسلمانان ما قرآن را فقط روی تاقچه خانه و سفره هفت سین می شناسند !. شیعیان ما علی(ع) را کنار زده و خود را ملاک سره از ناسره قلمداد می کنند!. فرقه های ما وحدت را فراموش و به فتنه ها دامن می زنند !. حسودان ما شفا نمی یابند ! . خودبینان ما انصاف را به فنا داده اند !. فحاشان ما ادب را به زباله دان معرفت انداخته اند !. مجاهدان خانه نشین شده اند!. قائدین ، میراث خوار انقلاب و جنگ شده اند !. مردم ما خودآگاهی را از سایتها و صفحات مجازی دشمنان قسم خورده نظام دنبال می کنند!. ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت را در دست بیگانگان رصد می کنند!. دشمنان نظام دایه مهربانتر از مادر شده اند!. عوامل خواسته یا ناخواسته و ستون پنجم دشمن زنبیل به دست گرفته و در شهر دوره می گردند!. فساد اقتصادی علنی و سطح بندی شده !. ناجیان ما هر یک به نوبت دارای پرونده های فساد اقتصادی و امنیتی شده اند! و ….

خوب طبیعی است با وضع موجود اگر جریان سومی هم بخواهد ققنوس وار، با برنامه درست و منشعب از خواستگاه اصلی نظام جمهوری اسلامی که نشات گرفته از افکار و آراء امام خمینی ( ره ) و رهبر معظم انقلاب است، پا به میدان بگذارد، به دست همین افراد خالص و مخلص و بادمجان دور قاب چینها و با سناریوی دشمن خارجی، زمینگیر خواهد شد و نه تنها موفق نمی شود نقش منجی را بازی نماید، بلکه ناخواسته نقش محلل را نیز به نفع میراث خواران انقلاب بازی خواهد کرد.

چاره چیست؟

آیا باید دست روی دست بگذاریم تا تاریخ و آیندگان از ما به عنوان افرادی پوفیوز نیش عقرب خورده و بی هویت یاد کند، یا باید همت کرد تا نام جمهوری اسلامی ، مستمر برای همیشه تاریخ در ذهنها به درستی ماندگار گردد؟

چه بخواهیم، چه نخواهیم!، فضای موجود جامعه، که حاصل بی انگیزگی با عوامل درونی و شخصی مانند قانون گریزی و تنبلی و عوامل بیرونی همانند توزیع نابرابر ثروت، سرمایه گذاریهای کوته بینانه، تصمیم گیری های عجولانه و مدیریت نالایق می باشد، امروز جامعه را مستعد بروز و رشد جریان سومی کرده که اگر تدبیر نشود، در خوش بینانه ترین حالت، جریانی مثل احمدی نژاد و مقتدی صدر و در میانه ترین حالت جریانی سکولار دینی و در بدبینانه ترین حالت، جریانی مثل رضا پهلوی یا منافقین از میان جنگ حیدری نعمتی دو جناح سر برآورد.

به نظر من، تنها، جریانی می تواند آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حرمت خون بهترین فرزندان این آب و خاک را حفظ و تضمین نماید که هم فارق از جریان سازی های فعلی دو جناح سیاسی کشور باشد و هم تلفیقی از عقلا، علما، متخصصین، مطلعین، سیاسیون مومن به نظام و برخواسته از بین همین دو جناح، اما با نگاه عدالت محور، بی تعصب، بومی بنیاد بر پایه فکری توده ای درون نگر و برون تراوش .

باید جریان سیاسی نسل اول ( هر دو جناح ) که در ایام گذار جوانی به میان سالی و از همان ابتدای انقلاب ، مدیریت سعی و خطایی نظام را در دست گرفته و امروز نیز با همان سیاق و روش عادت شده دارای شاکله فردی و قدیمی با محدوده تفکرش از خانه، محل کار، مدرسه و تریبونش با محدوده اندک اطلاعاتش از محیط ، بتواند خودش و افکارش را ارتقاء داده و جایگاهش را از مدیریت اجرایی کشور به هدایت فرادستی تئوری اجتماعی مدیریت نسل دوم و سوم تغییر تا جریان سومی شکل گرفته و بتواند با توکل به خدا و با ایمان به اصل نظام جمهوری اسلامی و با تکیه بر قانون اساسی و قدرت داخلی قابل بازیابی و با کمک رسانه های جمعی مقبول توده و با دسترسی به اطلاعات زود گذر داخلی و خارجی، عشق به مردم و میهن به همراه آگاهی، تشخیص اهداف چندگانه و وزن دادن به آنها به جهت ایجاد ارتباط، تسریع در امر تصمیم گیری، مسئولیت پذیری و با انضباط و نظم برگرفته از دین مبین اسلام، خود را در مقابل مسائل اخلاقی، سیاسی، نژادی ، محیط زیست و اجتماعی مسئول دانسته و تئوری هایش را شفاف به پیش ببرد و به جنگ نعمتی حیدری بی حاصل افرادی که بیشتر مایل به حفظ شخصیت فردی شان می باشند، در بین دو جناح سیاسی ( سنتی ) پایان و مردم را با نشاط و انگیزه وارد تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نموده و پایه های تشکیلات حزبی را بنیان درست بگذارد.

در پایان پیشنهاد می کنم تا همه ما تاملی در ارتباط با اینکه در کشوری که در آن زندگی می کنیم چه اتفاقی در حال وقوع “آینده سینتتیک” جامعه است، چه باید بکنیم و چه راهکاری باید داشته باشیم، به تفکر بپردازیم و این موضوع را به عنوان یک دغدغه ذهنی به همراه داشته و فرزندانمان را نیز به داشتن این دغدغه تشویق کنیم که همین امر موجب می شود تا برای آینده بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم .

کسانی می توانند در مسیر جریان سوم برخواسته از اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حرکت کنند که دارای مانیفست و برنامه باشند ، دیندار باشند، به این مردم اعتماد داشته باشند، صادق باشند و سرگرمی های دنیوی، مال اندوزی، بهره گیری از توان مردم و نظام و استفاده از ابزار تفنن سیاسی و لافکری که عده بسیاری را دچار بی خبری و غفلت ساخته ، آنان را به خود مشغول نکند.

کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته

فراموش نکنیم که طرح موضوعات فوق الذکر، بی دلیل نبوده و نخواهد بود. همه مسئولیم. در پس تمامی این عبارات، معانی انبوهی نهفته که هر یک می توانند به نوعی حوادث فعلی و آتی روزگار ما را رقم بزند و خدای ناکرده، جریان سومی از میان آتش خود افروخته سیاسیون برآید که نه تنها منجی کشور و محلل سیاسی نیست، بلکه در ید اختیار هیچ کس نبوده و همه را بسوزاند.

والله ، جمهوری اسلامی بسیار سخت به دست ما رسیده، لیکن داریم با ولنگاری و بی تفاوتی آنرا به سمتی می بریم که علاوه بر ایجاد ضعفهای شدید در بدنه نظام ، اعتماد همگانی را نیز سلب می کنیم .

وقتش رسیده که سیاسیون نسل اولی، به خاطر بسیاری از اشتباهاتشان از ملت شریف و مومن ایران اسلامی عذرخواهی کنند تا کم کم، نواقص و زخم‌های جامعه تسکین یافته و همه مسئولین نظام و مدیرانش به سمتی بروند که نیازی به عذرخواهی نباشد و اگر هم نیاز به عذرخواهی بود، صوری نباشد و عملا به جبران کاستی‌ها ختم گردد.

مهم این است که نسبت به آنچه در حال وقوع است و آنچه که احتمال وقوع آن در آینده وجود دارد، با دانش ، قدرت و با غیرت و تعصب و ایجاد دغدغه در بین سیاسیون برای مدیریت کردن حال و آینده کشور و فرزندانمان ، حساس باشیم.

والسلام

رضا اصلاحی

حقوقدان و کارشناس مدیریت بحران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *