آخرین اخبار : 

اما و اگرهای شهرداری تهران … !!!

رضا اصلاحی

طبق قانون، تشخیص شایستگی‌ها و صلاحیت نامزدهای احراز سمت شهرداری اصولا با شوراهای اسلامی شهر است و نهادها و مقام‌های ملی مانند رییس‌جمهوری، وزرا یا حتی نمایندگان مجلس نیز اجازه مداخله و اعمال نفوذ در فرایند تعیین شهردارها را ندارند. بر این اساس، هر نوع تحدید حق انتخاب شهرداران توسط ارباب قدرت از مصادیق بارز سوء‌استفاده از اختیارات است.
اما علیرغم اینکه این آزادی عمل برای شوراهای شهر در نظر گرفته شده، چه موضوعی باعث می شود تا به فواصل زمانی متغییر، شورای شهر اول و شورای شهر پنجم که عملاً به عنوان شورای در اختیار اصلاح طلبان شناخته می گردد به سرعت تا جایی پیش می رود که شهرداران متعدد را در یک بازه زمانی به سمت استعفاء یا تغییر ببرد ؟!
در خاطرمان هست که در شهریورماه ۱۳۸۱ جناب ملک مدنی شهردار وقت تهران در تالار وحدت، تصویری گویا از فضای حاکم بر روابط میان شهرداری و شورای شهر اول را بازگو نمود. وی مدتها پس از الویری به ستاره نخست رسانه‌های جمعی خصوصاً صدا و سیما تبدیل شده بود. شورا شهردار منتخب خود را بر نمی تافت و شهردار منتخب، شورایی ها را، و کار تا جایی بالا گرفت که وزیر کشور وقت، تصمیم به دستور انحلال شورای اول را گرفت و اولین ثمره شیرین مردمسالاری بعد از دوم خرداد ۷۶ را به کام ملت ایران تلخ کرد.
هیچ وقت و هیچ کس بعد از آن واقعه مهم، مسئولیت واقعه را نپذیرفتند و موضوع انحلال شورای شهر اول کماکان در هاله ای از ابهام باقی ماند. گویی پاک کردن صورت مسئله خیلی راحت تر از حل مسئله بود … !
اصولاً موضوع شورای شهر در سال ۱۲۸۶ در متمم قانون اساسی مشروطه در دوره نخست مجلس شورا تهیه شد، با این حال در سالها بعد یعنی پس از انتخابات سال ۷۶ و به موجب فصل هفتم قانون اساسی کشورمان، برای پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مستقیم مردم، تشکیل شوراها جان تازه ای گرفت که با انتخابات شورا و با استقبال چشمگیر مردم در بیش از ۴۰ هزار حوزه انتخاباتی برگزار گردید و نهایتاً حدود ۲۰۰ هزارنفر از منتخبین مردم جهت اداره امور شهرها و روستاهای کشور به عنوان عضو شورای اسلامی شهر یا روستا برگزیده شدند. اما تنها پس از چند ماه، زمزمه های اختلاف بر پایه منیت، در بین اعضاء شورا شروع و چند دستگی اعضاء آنقدر شدت گرفت که طی ایام کوتاهی شورا مجبور به تغییر شهرداران منتخب خود و نهایتاً به موجب ماده ۶۸ از فصل سوم – وظایف و اختیارات شوراها ، حذف شد و موجبات ضعف خود را تا جایی پیش برد که هنوز هیچ شورای شهر و روستایی نتوانسته‌اند به طور کامل از اختیارهایی که شوراهای محلی در کشورهای توسعه‌یافته دارند، برخوردار شوند و اقتدار و صلاحیت آنان همچنان در حداقل باقی مانده است.
شاید تنها دلیل این همه کشمکشها را بایستی در بی برنامگی اعضاء شورای اول و همچنین بی برنامگی شهرداران سیاسی مورد حمایت گروههای سیاسی بی برنامه نام برد که بدون هیچ برنامه مدونی، فقط در فکر اشغال کرسی مدیریت در هر حوزه ای هستند.
متاسفانه حاکمیت روح سیاسی به جای تخصص در شوراها، اخیراً با اعلام استعفاء جناب دکتر نجفی که متاسفانه زمزمه های آن ماهها قبل در بین سیاسیون بی برنامه و حتی اصلاح طلبانی که سالها قبل نیز کشتی شورای اول را به گل نشانده بودند، خود را نمایان نمود.
اما سئوال اینجاست که آقای نجفی در این دوره شورا و دیگر شهرداران تهران و همچنین اعضاء محترم شورای شهر از همان ابتدا، برنامه محور، قانونمدار و متخصص حوزه مدیریت شهری و نیازهای شهر بوده اند یا اینکه صرفاً به خاطر علائق سیاسی جناحهای سیاسی و قحط الرجالی، به منصب شورای شهر و شهرداری تهران رسیده اند ؟!
با اندک نگاه در میابیم که علیرغم همه شعارهایی اخلاقی و انقلابی که طی سالهای اخیر در ارتباط با تعهد و تخصص داده ایم، اغلب اعضاء شورای شهر و حتی شهرداران تهران، “کمتر از تعداد انگشتان دست”، دارای تخصص در حوزه مدیریت شهری با کمترین شناخت از مدیریت شهری بوده و اکثراً به جای ارائه برنامه تخصصی مدون و اجرایی به جهت درآمد زایی، کلی گویی های مکرر کلیشه ای در ارتباط با بکارگیری توان و مشارکت شهروندان و نهادهای مدنی و شبکه‌های اجتماعی و استفاده از ظرفیت‌های جدید در تأمین منابع پایدار و سرمایه گذاری مردمی و ثروت آفرینی شهری و … ، را پیشه خود و دست مایه مدیریت شهری قرار داده اند !!!
قانون، فصل الخطاب وظایف شورای شهر و شهردار است، لیکن هر کسی بر این مسند نشست، چون برنامه نداشت و متخصص حوزه شهری نبود، همان کاری را انجام می دهد که اطرافیان و یا دلش به وی می گوید و او نیز بدون هر گونه تعمق، دست به اقدام زده و کار را به جایی می رسانند که امروز شاهدیم و به همین دلیل است که اولاً شوراهای شهر در ایران هنوز نتوانسته‌اند به طور کامل از اختیارهایی که حتی شوراهای محلی در کشورهای توسعه‌یافته دارند، برخوردار شوند و ثانیاً شهردارانی را بر مسند نشانده اند که اغلب سبقه سیاسی داشته اند.
اعضاء محترم شورای شهر و کسانی که در حال سبقت گرفتن از یکدیگر برای کسب جایگاه شهرداری تهران هستند باید بدانند که بسیاری از اعمالی که از آنها سر می زند و اتفاق می‌افتد و کسانی که عامل این اعمال هستند و در برخی موارد میثاق و یا قانون اخلاقی را دور می‌زنند فراموش می‌کنند که تاریخ و زمان، حرکات و رفتارهای آنها را فراموش نخواهد کرد. این ایام می‌گذرد ولی آیندگان خواهند پرسید که به چه علت یک فردی مانند شهردار کارنامه ضعیفی در شهرداری دارد ؟!
شورا باید دقت کند که اگر زمانی برسد که نظرات شخصی متاثر از تفسیر به رأی عده ای پرده نشین سیاسی در مورد میثاق نامه و حتی قوانین موضوعه و تخصص برای مدیریت شهر را نادیده گرفته و یا به خاطر خوش آمد عده ای، حتی سن مفید فرد در توانائی انجام امور را نادیده بگیرد، دیگر آیندگان اعتمادی به هیچ لیست و هیچ جناح سیاسی را برنمی تابند.
مشکل شهر تهران، ضعف بدنی و بیماری نیست. مشکل بی برنامگی و مقابله به مثل کردن سیاسیون در جهت کسب مناصب مهمی همچون شهرداری است.
رضا اصلاحی
حقوقدان و کارشناس مدیریت بحران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *