نان حلال … !!!

سالها از جنگ می گذرد . یادم هست ، شب عملیات والفجر هشت ، حدود ساعت یازده ، پشت اروند داخل یک مسجد محلی ، بچه ها دور هم جمع شده بودند و سینه می زدند . نوحه خوان نداشتیم ، یکی از بچه ها به نام محمودی ، یک بیت را ، به تعداد افرادی که کنار هم بودند تکرار می کرد و به قول نوحه خوانها دم می گرفت . صدای خوبی هم نداشت . اما فضای معنوی آنشب ، آنقدر عجیب بود که حتی سنگ هم به گریه درمی آمد . می خواند : امشب شب عاشوراست ، کربلا شور و غوغاست ، فردا حسین تشنه لب ، بی یار و یاور می شود ، ( … اسم یکی از بچه ها … ) شود داماد ، گویید مبارک باد . آنشب خیلی ها با شنیدن صدای بچه های داخل مسجد به جمع ما پیوستند . از حسین آقای پیرمرد تدارکاتی ۷۵ ساله تا رضای نوجوان ۱۴ ساله . همه با یراق و اسلحه و لباس رزم ، دور هم حلقه زده بودند و محمودی هم اسم تک تک بچه ها را با صدای بلند می خواند . تقریباً اسم همه گفته شده بود . ناگهان سید محمد رضا طباطبایی که در حلقه سوم سینه میزد ، انگار که اسمش فراموش شده باشد ، ناگهان به وسط حلقه پرید و در حالی که به خودش اشاره می کرد ، با صدای بلند گفت : سید شود داماد ، گویید مبارک باد . سرانجام عملیات شروع شد . اولین شهید ، همان سید بود که بعدها فهمیدیم در جیب لباسش نامه ای برای مادرش نوشته بود که : “مادر جان ، هیچ مطلبی برای گفتن ندارم ، حلالم کن ، سیدت تا لحظاتی دیگر به آرزویش میرسد . سید در کنار سید الشهدا آرام خواهد گرفت . سید شود داماد ، گویید مبارک باد ! ” .

هر چه جلوتر می رفتیم ، بر تعداد شهدا و مجروحین اضافه می شد . پیرمرد تدارکاتچی را دیدم که گلوله دوشکا، سینه اش را سوراخ سوراخ کرده بود . لبانش حرکت نمی کرد . آخرین نگاهش را به چشمانم دوخت . چهره اش آنقدر نورانی و مظلوم شده بود که تمام بدنم یخ کرد . هیچ کاری نمی توانستم برایش انجام دهم ، سرش روی سینه اش افتاد و رفت . کمی جلوتر ، سید شمس الله زاهدی که به شیر میدان نبرد معروف بود ، با گلوله مستقیم بر زمین افتاد . رضا عباسی ، آرپی جی را برداشت تا به سمت تانکی که درست در فاصله ۲۰ متری روبرویش ایستاده بود ، شلیک کند . تیر به شکمش خورد و به زمین افتاد . آتش عراقی ها خیلی سنگین بود . رضا تا سپیده صبح ، روبروی چشمان بچه ها ، قرآن خواند ، حافظ خواند و با سپیده صبح صدایش خاموش شد .

آری ، جنگ توسط بچه های اواخر دهه ۳۰ و دهه چهلی ها اداره شد . آنهایی که پدرانشان نانشان حلال بود و اعتقاد و باورشان ، ریشه دار .

 

رضا اصلاحی

 


مشترک خبرنامه شوید

در حال تعمیر و تصحیح

از اینکه نسبت به تغییرات سایت نوشت صبوری می فرمایید ...

اجازه بدید... ! ، فک

هنوز ما بیش از ۳میلیون و ۲۰۰هزار بیکار در کشور ...

حواستون باشه ، نفهمن

شمخانی : جمهوری اسلامی با بانیان، طراحان، عناصر پشت پرده ...

برخورد قاطع با شخص م

نماینده مجلس : آقای احمدی‌نژاد در نامه‌ای به ساحت شورای ...

خیلی خوش اومدین به ا

قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان با اعلام خبر سفر ...

در حال تعمیر و تصحیح

از اینکه نسبت به تغییرات سایت نوشت صبوری می فرمایید ...

اجازه بدید... ! ، فک

هنوز ما بیش از ۳میلیون و ۲۰۰هزار بیکار در کشور ...

حواستون باشه ، نفهمن

شمخانی : جمهوری اسلامی با بانیان، طراحان، عناصر پشت پرده ...

برخورد قاطع با شخص م

نماینده مجلس : آقای احمدی‌نژاد در نامه‌ای به ساحت شورای ...

خیلی خوش اومدین به ا

قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان با اعلام خبر سفر ...

بروز رسانی های تویتر

RSS not configured

حامیان