آخرین اخبار : 

اجماع سیاسی ، ضرورت کشور …

reza eslahi

متاسفانه طی ماه اخیر شاهد بودیم که با تحریک عمدی در جامعه علیه دولت ، تظاهرات عده ای از مردم در شهر مشهد آغاز و به سرعت از طریق شبکه های مجازی و بنگاههای سخن پراکنی امثال BBC و من و تو و VOA و …. به آن دامن زده شد تا آنجا که منجر به کشته شدن مشکوک افرادی در یکی از شهرهای کشور و همچنین کشیده شدن تعدادی از جوانان به سطح خیابانها گردید .

وقتی صحبت از تظاهرات و اعتراضات خیابانی ( فارق از معاند و محارب ) در دنیای مدرن می شود ، اولین چیزی که به ذهن مدیران بحران متبادر می شود ، برنامه ریزی برای هدایت امور به نفع کشور و صلاح مردم بوده و بحث مراقبت از موضوع خشونت یا استفاده از زور فیزیکی تظاهرکنندگان به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر جهت خواست‌شان، در مرحله بعد قرار می گیرد .  کلمه خشونت طیف گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. خشونت می‌تواند از درگیری فیزیکی بین دو انسان تا جنگ های خانمان سوز که کشته شدن میلیون‌ها نفر از نتایج آن است، گسترده شود.

در واقع دنیا به سمتی رفته که بسیاری از اعمال حکومتی را به جهتی سوق دهد که تجمعات اعتراضی بوی خشونت به خود نگیرد چرا که خشونت متقابل دولتها ( در ابتدای هر مناقشه و یا تظاهراتی ) ، عملاً واکنش منفعلانه و نوعی تلاش برای سرکوب و متوقف کردن اغتشاشات خیابانی در مقابل نگرانی‌های مربوط به عدم استمرار موجودیت خود شناسایی شده و عموم مردم را درگیر موضوع خواهد نمود . اگر چه معمولا تصور می شود که ماهیت هر نوع اعتراض به وضع موجود در هر حوزه ای به عنوان یک مانع غیر منتظره در دستیابی به اهداف تعیین شده ، بر قدرت تحریک ناشی از خشونت و تجاوز به حریم عمومی جامعه تاثیر می گذارد، لذا باید ابتدا استدلال کرد که نوع اعتراض خیابانی ، یعنی اینکه آیا مبنای این اعتراضات قانونی است یا غیر قانونی و نامشروع  شناخته شود تا بتوان برای آن برنامه ریزی نمود .

باید قدرت و میزان خشونت به صورت آشکارا سنجیده شود تا با برنامه ریزی صحیح به یک هدف قابل دسترسی به طور مستقل از شدت تحریک ایجاد شده رسید .

طبیعتاً در هر نوع اعتراضی که به خشونت کشیده می شود باید دو اصل نا امیدی ناخوشایند و ناامیدی مشروع را به عنوان دو تابع ریاضی در نظر داشت که با افزایش سطح ناامیدی مشروع ، نا امیدی ناخوشایند بسرعت جای خود را پیدا کرده و عموم جامعه را تحت تاثیر قرار  می دهد .

به همین دلیل است که در مقایسه با هر گروه غیرقابل کنترل، به شرایط ناخوشایند در سطح مشابهی از تحریک درونی می رسیم .

عده ای که دارای نا امیدی ناخوشایند هستند ( سیاستمداران سطحی نگر ، ، نفوذی ها ، وابسته یا مزدور بیگانه و … ) به محض  پیدا شدن فرصت آنچنان سعی بر آشفته کردن فضای جامعه می کنند و تحریک می شوند که به سرعت دنبال شریک دوم می گردند و نزدیکترین شریک را از بین افراد بیگناه که دچار نا امیدی مشروع از طبقه مدافع متوسط و فقیر جامعه هستند انتخاب و اقدام به اجرای نیات خبیث خویش می کنند .

پس به لحاظ حقوقی و قانونی ، مدیران بحران ، باید بین واکنش های داخلی و خارجی عده ای فرصت طلب با ناامیدی مشروع در جامعه که ناشی از مسائل معیشتی و اقتصادی است تفاوت قائل شد .

یکی از عوامل برجسته در بسیاری از جنبش های اعتراضی دنیا در دهه گذشته که منجر به دخالت “طبقه مدافع متوسط” شده ، اعتراض به سیستم های بد سیاسی و یا اقتصادی نئولیبرالی و یا تک امتیازی ( مافیا ) بوده که هم توزیع ثروت و هم فرصت هایی کاری و سرمایه گذاری را به نفع اقلیت خود و علیه عموم مردم رقم زده و هم باعث به فنا رفتن سرمایه های عظیم کشورها شده است . ونزوئلا و برزیل و تعدادی از کشورهای عربی و متاسفانه در کشور خودمان نیز طی سالهای اخیر شاهد بد عهدی ها ، بد سیاستی ها و مدیریت نادرست تعدادی از مسئولینی بوده ایم که نتیجه عملشان منجر به حرکت اعتراضی طبقه متوسط و فقیر به صورت زیرپوستی گردیده است . همانطور که بد سیاستمداران ( مزدور وابسته ، ناآگاه ، خرافه پرست ) مسیر خطای خود را پیش می برند ، به همان نسبت نیز مردم از این سیاستهای نابخردانه در مؤسسات دولتی و اقتصادی رنج می برند تا جاییکه  قسمت بزرگی از اشکال جدید توده های مخالف دنبال ایجاد یک فرصت برای نشان دادن ایده های “اعتراضی” “شهروندی” میگردند.

اما وقتی به چند اعتراض خیابانی ده های اخیر در کشورمان نگاه می کنیم ، دائماً به یک روند گمراه کننده از طریق شبکه های اجتماعی فعال ( مجازی ) با ضربات ضعیف و مستمر می رسیم که یا به جهت تطهیر رژیم منحوس پهلوی گام برداشته و یا اصلی ترین ارکان سیاسی کشور از هر دو جناح را هدف قرار داده تا با هر حادثه ای از خود بپرسیم : چه اتفاقی می افتد ؟

از مزدوران ناخواسته داخلی و معاندین و براندازان و ضد انقلاب که نقش ایشان در کشورمان بسیار مهم و خباثت آمیز است بگذیرم ، برای بعضی از سیاستمداران داخلی ، موضوع جنبشهای مردمی و یا دانشجویی و یا صنفی جالب توجه است تا از این فضاها برای کوبیدن رقیب کمال بهره برداری و سوء استفاده را بکنند .

متاسفانه در انتخابات چند دوره ریاست جمهوری کشورمان شاهد بهره برداری های کاندیداهای ریاست جمهوری از مقوله بحرانهای داخلی و خارجی بوده ایم !

اما ، ما در کشوری زندگی می کنیم که احزاب فعال در آن نداریم تا مطالبات عمومی جامعه را با دید ملی و با شرایط منطقی و قانونی سنجیده و به عنوان موضع رسمی آنرا به حکومت و دولتمردان گوشزد نماید . سیاستمداری خارجی بنام ساسن می گوید “اگر هیچ حزبی وجود نداشته باشد ، آینده ای نیز وجود ندارد “.

طبیعی است که در یک چنین جامعه ای که حتی احزاب نیم بند آن ، ابن الوقت و یا انتخاباتی هستند و برخی از آنها نیز حزب دو یا سه نفره سهم خواه می باشند ، خواسته های عمومی و اعتراض به تبعیض اجتماعی و اقتصادی و نگرانی های موجود در جامعه نسبت به اینهمه اختلاس و سوء استفاده های خرافی فرقه های مختلف سیاسی ، به صورت یک انرژی ذخیره شده در گسل اجتماعی تبدیل شده و مترصد فراهم شدن فرصتی برای آزاد سازی انرژی ذخیره شده  تمرکز یافته ” نا امیدی ناخوشایند و ناامیدی مشروع ” در کنار هم تبدیل به فضای ملتهبی می شود که کنترل آن گاهی اوقات به شدت دشوار و هزینه بر می شود . هر چند اعتقاد دارم که اعتراضات غیر هرمی و بدون رهبری مشخص در طولانی مدت مؤثر نیست ، لیکن مردم را برای مدتی به دامنه تظاهرات خیابانی که لزوما جایگزین ایدئولوژیک و رفرم هم نیستند سوق می دهد .

اما از دید مدیریت بحران ، وقتی مردم به کف خیابانها آمدند ، مقامات و مدیران ارشد و نیروهای انتظامی و اطلاعاتی ، کار بسیار دشواری نسبت به تمیز نا امیدان ناخوشایند و ناامیدان مشروع در کنترل بهینه و معکوس نمودن اوضاع خواهند داشت .

بعد از شروع هر حرکتی در کف خیابانها ما با یک موضوع دینامیک ویروسی مواجه ایم که هر لحظه می تواند رشد و تغییر شکل دهد . لیکن با الهام گرفتن از اعتراضات دیگرجوامع ، از جمله بهار عربی که می تواند موجی از جنبش های اجتماعی گاهی کوتاه مدت ایجاد کرده و اغلب جوانان، افراد تحصیل کرده ، قشر متوسط به پایین و حتی ثروتمند جامعه را نیز در بر بگیرد.

پس باید به سرعت ، “مدل داخلی ویروس”، موضوع بررسی قرار گرفته و عوامل تظاهرات و یا اشاعه دهندگان آنرا به صورت هدفمند تفکیک و کنترل نمود و به سرعت و صادقانه با مردم وارد مذاکره شد .

خاطرم هست چند سال قبل که تظاهرات در برزیل پس از افزایش اندکی هزینه بلیط اتوبوس آغاز شد، اعتراضات جمعی را رقم زد و در عرض چند روز این حرکت به یک جنبش سراسری تبدیل شد که نگرانی ها به مراتب فراتر از قیمت ها گسترش یافت و بیش از یک میلیون نفر در خیابان ها فریاد می زدند که همه چیز را فساد گرفته و باید دولت به اینهمه تبعیض پاسخگو باشد و اقدام قاطع انجام دهد.

لذا دولت به سرعت سعی در ارتباط منطقی با مردم نمود و با تعهداتی که در زمان مشخص داد و اجرایی کرد ، توانست بحران را مهارنماید .

باید دقت کرد که در اقلب اعتراضات اخیر در شهرهای بزرگ دنیا که بیشتر تحت تاثیر سیاست های نئولیبرالی و یا چنگ اندازی های مافیای قدرت بوده اند، متاسفانه مردم عادی نقش ادامه دهنده های مشروع را بازی کرده اند تا اپوزیسیون حکومت .

کشورما در سال ۷۸ و بعد از حادثهٔ کوی دانشگاه و سال ۸۸ نیز با بحرانهایی سخت روبرو بوده است .

امروز شورش و بلوا در شهرهای کشورمان با جرقه عده ای نادان حامی قدیم زنبیل بدستان شروع شده ، تبدیل به حادثهٔ زشت و نفرت‌آوری گردیده که همه کشور را مکدر خواهد کرد.

متاسفانه آنچه طی روزهای اخیر شاهد بودیم، فراتر از حضور ناامیدان مشروع است ، به جهت لطمه به امنیت ملی و تلاشی برای برهم زدن آرامش و تخریب اموال عمومی و بالاتر از آن، اهانت به جمهوری اسلامی ایران است . حرکتی ضد امنیتی با شعارهای منحرف‌کننده اقتصادی علیه دولت از طرف عده ای کور در لباس خیرخواه برای مرزشکنی و ابراز کینه‌ توزی علیه بخشی از سیاسیون در بدنه نظام برای حفظ منافع ناپسندشان می باشند تا بتوانند مکیدن شیره اقتصادی را استمرار دهند .

حرکتهای اخیر که از مشهد شروع شده ، خواسته یا ناخواسته برای مخدوش کردن عملکرد دولت به جهت بهره گیری از فرصتهای زنبیلیه عده ای نادان بود . تحریک احساسات عمومی مردم مسلمان وطن‌ خواه از آن جهت صورت گرفته که ملت به سمت خشونت کشیده تا با یک حرکت متمرکز فراگیر ، دولت حذف و راه برای استمرار چپاول گران مزدور و وابسته باز شود و سوژه ای برای ابن الوقتهای انتخابات آتی گردد .

در بررسی عملکرد یک دولت یا یک نظام باید کلی نگر بود و نباید فقط نقاط بسیار تاریک یا بسیار روشن آن مورد بررسی قرار گیرد . باید به حوادث اثر گذار و قابل بحث دولت پرداخت تا بتوان به مشی و خط فکری آن دست یافت .

لیکن عده ای به صورت کاملاً برنامه ریزی شده در حال انتقام از دولت هستند قافل از اینکه شکست دولت در این ناحیه از زمان ، گسلهای بی اعتمادی را در بازه محدودی آرام می کند و در فرصتی مناسب و ناخواسته ، زلزله ای سهمگین در آینده بسیار نزدیک ببار خواهد آورد .

اما ابن الوقتهای سیاسی و مافیای کشور اگر از عقل بهر های برده باشند درخواهند یافت که با بررسی حتی یک روز از وقایع اخیر می توان به وضوح تمام به استرات‍ژی بر اندازی توسط عده ای سودجو و وابسته به خارج پی برد .

هر چند جمهوری اسلامی به اذن الله با قدرت هر چه تمامتر راه خود را به پیش خواهد راند لیکن شاهدیم که متاسفانه بدلیل بی فکری و بی مدیریتی تعدادی معاند نفوذی ، خود شیفته کج فهم زنبیل بدست دارای مالیخولیایی قدرت مستمر بر موج خرافات و حتی خودسرهای دلواپسی که سالهاست بنام دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی در دام تفرقه ایجاد شده توسط دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی افتاده اند .

اگر به سرعت نسبت به اجماع سران گروههای سیاسی ( اصولگرا و اصلاح طلب ) تدبیر نشود و دست افراد خبیث کوتاه نگردد و میراث خواران نادان جنگ و انقلاب سرجایشان ننشینند ، معاذالله فرصتها از دست خواهد رفت و خون هزاران شهید گلگون کفن هدر خواهد شد .

رضا اصلاحی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *